سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

580

تاريخ ايران ( فارسى )

شاپور بعد از اين موفقيت كه بطور غدر آن را حاصل كرده بود بارمنستان هجوم برده و تنها دژ ارتوژراسا « 1 » كه زوجهء رومى اشك با خزاين و اموالش به آن دژ پناهنده شده بود با شاپور بناى مقاومت را گذاشت . او در جريان احوال به ايبرى مجاور ارمنستان نيز حمله برد و سورماسس « 2 » را كه از جانب دولت روم در آنجا سلطنت ميكرد بيرون كرده و اسپاكورس « 3 » نام پسرعم سلطان مخلوع را بجاى او بر تخت سلطنت وادى غور جاى داد . شاپور اينوقت بايران برگشت ولى براى تكميل كشورگشائى خود نيروئى پشت سر گذاشت . چنانچه روم نسبت بعهدنامهء ژوين وفادار ميماند شايد تغييرات جديدى در وضعيات حاصل نميشد ولى پارا پسر ارساس كه بمرز گريخته بود به ارمنستان براى پيشوائى دستجات ملى برگشت و از طرف دولت روم هم از وى تقويت و همراهى شد و اين قضيه سبب گرديد كه شاپور باز بميدان جنگ شتافت ، ارتوژراسا با تمام خزائن ارساس به تصرف درآمد و پارا مجبور به صلح شده رسما تبعيت و فرمانبردارى شاپور را به گردن گرفت . در 370 ميلادى روم علنا در امور داخلى ايبرى مداخله نمود و دوك « 4 » ترنتيوس مأمور گرديد كه با دوازده لژيون بايبرى رفته سورماسيس را دوباره بر تخت بنشاند . دوك مشار اليه بآنكشور تاخته و تا ساحل رود غور را بدون اشكال به تصرف در آورد و در آنجا با اسپاكورس پادشاه دست‌نشاندهء شاپور مواجه گرديد و بالاخره قرار به صلح انجاميده قراردادى فيما بين بسته شد كه بموجب آن كشور مزبور بين دو پسر عم تقسيم گرديد و اين قرار و تصفيه چون بدون مراجعهء بدربار ايران صورت گرفته بود شاپور وقتى كه مطلع شد متغير گرديد ، سفراى وى از روم بدون اخذ نتيجه برگشته و بنابرين جنگ باز تغييرناپذير گرديد .

--> ( 1 ) - Artogerassa . ( 2 ) - Sauromaces . ( 3 ) - Aspacures . ( 4 ) - ( Duke Terentius . ) از القابى كه بيشتر در اينزمان رواج داشت « لقب دوك » و « كنت » بود و مخصوصا « دوك » از آن يكى ديگر زيادتر مهم و مورد توجه بوده است . ( مؤلف )